طلوع

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

زندگی در حاشیه

14 شهریور 1395 توسط مرضیه اسحاقی درچه

زندگی در حاشیه

ما حاشیه نشین هستیم.
مادرم می گوید:پدرت هم حاشیه نشین بود،
در حاشیه به دنیا آمد،در حاشیه جان کند،یعنی زندگی کرد و در حاشیه مرد.
من هم در حاشیه به دنیا آمده ام.
ولی نمی خواهم در حاشیه بمیرم.
برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد.
خواهرم همیشه مریض است. همیشه گریه می کند،گاهی در حاشیه ی گریه کمی هم می خندد.
مادر می گوید:سرنوشت ما را هم در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند.
او هرشب ستاره ی بخت مرا که در حاشیه ی آسمان سوسو می زند به من نشان می دهد.
ولی من می گویم این ستاره ی من نیست.
من در حاشیه به دنیا آمدم،
در حاشیه بازی کردم.
همراه با سگ ها و گربه ها و مگس ها در حاشه ی زباله ها گشتم تا چیز به درد بخوری پیدا کنم.
من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم.
در مدرسه گفتند جا نداریم
مادرم گریه کرد.مدیر مدرسه گفت:آقای ناظم اسمش را در حاشیه ی دفتر بنویس تا ببینم!
من در حاشیه ی روز به مدرسه ی شبانه می روم
در حاشیه ی کلاس می نشینم و توپ بازی بچه ها را نگاه می کنم،چون لباسم همرنگ بچه ها نیست.
من در حاشیه شهر زندگی می کنم.
من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم.بر لبه ی آخر دنیا!
من در مدرسه آموخته ام که زمین مثل توپ گرد است و می چرخد.اگر من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم،پس چطور پایم به لبه ی زمین نمی لغزد و در عمق فضا پرتاب نمی شوم؟
زندگی در حاشیه ی زمین خیلی سخت است.
حاشیه بر لب پرتگاه است،آدم هر لحظه ممکن است بلغزد و سقوط کند.
من حاشیه نشین هستم.
ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
از معلم پرسیدم:حاشیه یعنی چه؟
گفت:حاشیه یعنی قسمت کناری هر چیزی،مثل کناره ی لباس یا کتاب،مثلا بعضی از کتاب ها حاشیه دارند و بعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می نویسند؛یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آنجا می ریزند.
من گفتم:مگر آدم ها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟معلم چیزی نگفت.
من حاشیه نشین هستم
به مسجد می روم،در حاشیه ی مسجد نماز می خوانم،نزدیک کفش ها،در حاشیه ی جلسه ی قرآن می نشینم.من قرآن خواندن را یاد گرفته ام،قرآن کتاب خوبی است.
قرآن ما حاشیه ندارد.
هیچ کلمه ای را در حاشیه ی آن ننوشته اند،اگر هم گاهی کلماتی در حاشیه ی آن باشند،آن کلمات حاشیه هم مثل کلمات دیگر عزیز و خوب اند.
من قرآن را دوست دارم.خوب است همه چیز مثل قرآن خوب باشد.


         قیصر امین پور-بی بال پریدن

 

 نظر دهید »

حدیث عنوان بصری

27 مرداد 1395 توسط مرضیه اسحاقی درچه

یکی از دستورهای عملی برای سیر و سلوک حدیث عنوان بصری است که در این جا متن و ترجمه فارسی آن آورده می شود تا اهل سیر و سلوک از آن بهره گیرند و به مقام عبودیت دست یابند.

صفحات: 1· 2

 نظر دهید »

توصیه جهت جلوگیری از حواس پرتی در عبادت از امام خمینی( ره)

27 مرداد 1395 توسط مرضیه اسحاقی درچه

                                          توصیه جهت جلوگیری از حواس پرتی در عبادت از امام خمینی (ره)

 الف) مراقبت و مواظبت

  بدان که اوّل شرط از برای مجاهد که می تواند منشأ غلبه بر شیطان و جنودش شود، حفظ پرنده خیال است؛ چون که این خیال، مرغی است بس پرواز کن که در هر آنی به شاخی خود را می آویزد، و این، موجب بسی از بدبختی هاست. و خیال، یکی از دستاویزهای شیطان است که انسان را به واسطة آن، بیچاره کرده به شقاوت دعوت می کند.

  انسان مجاهد که در صدد اصلاح خود برآمده و می خواهد باطن را صفایی دهد و از جنود ابلیس آن را خالی کند، باید زمام خیال را در دست گیرد و نگذارد هر جا می خواهد پرواز کند، و مانع شود از این که خیال های فاسد باطل برای او پیش آید؛ از قبیل خیال معاصی و شیطنت. همیشه خیال خود را متوجه امور شریفه کند.

  و این اگر چه در اوّل امر قدری مشکل به نظر می رسد و شیطان و جنودش آن را به نظر بزرگ جلوه می دهند؛ ولی با قدری مراقبت و مواظبت، امر سهل می شود. ممکن است برای تجربه، تو نیز چندی در صدد جمع خیال باشی و مواظبت کامل از آن کنی؛ هر وقت می خواهد متوجه امر پستی و خسیسی شود، آن را منصرف کنی و متوجه کنی به امور دیگر؛ از قبیل مباحات یا امور راجحه شریفه. اگر دیدی نتیجه گرفتی، شکر خدای تعالی کن بر این توفیق، و این مطلب را تعقیب کن؛ شاید خدای تو- به رحمت خود- راهی برای تو باز کند از ملکوت که هدایت شوی به صراط مستقیم انسانیت و کار سلوک الی اللّه تعالی برای تو آسان شود.

  ب) التفات

  و ملتفت باش که خیالات فاسده قبیحه و تصورات باطله، از القائات شیطان است که می خواهد جنود خود را در مملکت باطن تو برقرار کند، و تو که مجاهدی با شیطان و جنودش و می خواهی صفحه نفس را مملکت الهی [و] رحمانی کنی، باید مواظب کید آن لعین باشی و این اوهام بر خلاف رضای حق تعالی را از خود دور نمایی تا- إن شاء اللّه- در این جنگ داخلی، این سنگر را که خیلی مهم است از دست شیطان و جنودش بگیری که این سنگر، به منزله سر حدّ است؛ اگر اینجا غالب شدی، امیدوار باش.

   ج) استعانت

  و ای عزیز! از خدای تبارک و تعالی در هر آن، استعانت بجوی و استغاثه کن در درگاه معبود خود، و با عجز و الحاح عرض کن:

  بار الها! شیطان، دشمن بزرگی است که طمع بر انبیا و اولیای بزرگ تو داشته و دارد؛ تو خودت با این بندة ضعیفِ گرفتارِ امانی و اوهام باطله و خیالات و خرافات عاطله همراهی کن که بتواند از عهده این دشمن قوی برآید، و در این میدان جنگ با این دشمن قوی که سعادت و انسانیت مرا تهدید می کند، تو خودت با من همراهی فرما که بتوانم جنود او را از مملکت خاص تو خارج کنم و دست این غاصب را از خانه مختص به تو کوتاه نمایم.

 

                                                                                                         اربعین حدیث، حضرت امام خمینی، ص17

 

 نظر دهید »

کلاس آموزش وبلاگ نویسی در مدرسه حضرت زهرا (س) خمینی شهر

11 خرداد 1395 توسط مرضیه اسحاقی درچه

اولین جلسه آموزش وبلاگ نویسی در مدرسه حضرت زهرا (س) خمینی شهر برگزار شد.



 1 نظر
دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

طلوع

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • شهدا
  • امر به معروف و نهی از منکر
  • مناسبت ها

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس